قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2576

تاريخ الفي ( فارسى )

سمرقند ، احمد خان ، والى سمرقند ، را بند كرده به عراق عجم برده بود « 1 » و در آنجا چند مدّت او را به ديلميان سپرده و بعد از آنكه احمد خان از آن حبس خلاصى يافته بود باز به جانب سمرقند مراجعت نموده بر وى استيلا يافت . اهالى آن ديار ، چنانچه شيوهء ايشان است ، به مجرّد آنكه او در عراق با ديلميان مصاحب و مشهور بود او را به رفض و الحاد و زندقه نسبت مىكردند « 2 » و هر روز نسبت به او كلمه‌اى چند تهمت و افترا مىنمودند كه بعضى از آنها دالّ بر رفض و بعضى بر الحاد و ارتداد از دين بود . القصّه ، چون اين نوع امور ، آن مقدار به وى نسبت نمودند كه در جميع آن ولايت انتشار و اشتهار پيدا كرد ، فقها و قضاة آن بلده جمع شده به امرا و سپاه او فتوى دادند كه : « قتل احمد خان بر شما واجب است ، و اگر همانا شما در قتل او تأخير جايز داريد شما نيز از دين برگشته باشيد . » و عجب حالتى است كه اهل سنّت لفظ اولى الأمر را كه در آيهء أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ واقع است ، تفسير و تأويل به پادشاهان مىكنند . و با وجود اين حال با پادشاهان مخالفت مىنمايند و اين معنى را ديندارى مىدانند . على اىّ حال ، چون فتاوى و اقوال فقها و روايات ايشان بر قتل احمد خان به حدّ تواتر و تعاضد « 3 » رسيد ، در شهر دست به وى نمىيافتند . بالضّروره ، از براى حفظ دين خود به زعم فاسد ايشان با ولينعمت و والى خود در مقام مكر و حيله شده كس پيش طغرل ينال « 4 » كه والى قلعهء كاشان ماوراء النهر بود ، فرستاده پيغام دادند كه : مصلحت آن است كه تو در مقام مخالفت احمد خان درآمده اظهار كلمهء عصيان نمايى تا احمد خان بىاختيار متوجّه دفع تو شود ، و ما در آنجا او را به دست آورده به سزايش برسانيم . و چون طغرل ينال شروع در عصيان و تمرّد نموده كار از سر حدّ اعتدال درگذرانيد ، احمد خان بالضّروره همّت ذىنهمت خود را بر دفع او مقصور داشته به عزم استيصال او از سمرقند متوجّه آن صوب گشت . چون به حوالى آن قلعه رسيده به مراسم محاصره و محاربه

--> ( 1 ) . ماجراى دستگيرى و اعزام احمد خان ابن خضر ، والى سمرقند ، كه برادرزادهء تركان خاتون ، زوجهء سلطان ملكشاه بود ، مربوط مىشود به وقاياى سال چهار صد و هفتاد و دو رحلت ( 482 ه . ق ) كه فقيهى شافعى موسوم به أبو طاهر بن عليك شكايت وى به دربار ملكشاه آورد و سلطان سلجوقى در همين سال احمد خان را در سمرقند به دست آورده به اصفهان فرستاد . ( 2 ) . باسورث مىنويسد : « احمد خان تعاليم اسماعيلى پذيرفته و به مذهب اسماعيلى درآمده بود . » ؛ تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 5 ، ص 96 . ( 3 ) . تعاضد : كمك كردن به يكديگر . - و . ( 4 ) . طغرل بن ينال كه احتمالا در اصل امير برسخان بود ، شايد همان قدر خان جبرائيل بن عمر بوده كه در سال چهار صد و نود و پنج هجرى به ماوراء النهر تاخت ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 5 ، فصل دهم از بخش اول .